الملا فتح الله الكاشاني
86
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( فِئَتَيْنِ ) * به دو فرقه جمعى بر آنند كه بعضى مهاجران ناخوشى هواى مدينه را بهانه ساخته از حضرت رسالة صلَّى اللَّه عليه و آله اجازهء اقامت بباديه نمودند و از مدينه بيرون رفته و بمشركان مكه پيوستند صحابه را در اسلام ايشان تردد پديد آمد اين آيه نازل گشت كه شما چرا دو گروه شديد و بر كفر ايشان اتفاق نمى كنيد و اينقول از ابى جعفر عليه السّلام مرويست و گويند نزول اين آيه در شأن متخلفان روز احد بود كه گفتند لو نعلم قتالا لاتبعناكم و آنها ابن ابى و اتباع او بودند اصحاب در ايشان اختلاف كردند بعضى گفتند آنها را مىكشيم و برخى از قتل ايشان امتناع مىكردند حقتعالى فرمود كه چيست شما را كه بر كفر ايشان اتفاق نميكنيد و آنها را نميكشيد * ( وَاللَّه أَرْكَسَهُمْ ) * و حال آنكه باز گردانيد حقتعالى ايشان را به حكم كفره كه آن قتل و سبى است * ( بِما كَسَبُوا ) * بسبب آنچه عمل كردند كه آن اعراض ايشان است از مؤمنان و لاحق شدن بكافران اصل ركس رد شىء است مغلوبا * ( أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا ) * آيا مىخواهيد كه راه نمائيد * ( مَنْ أَضَلَّ اللَّه ) * آن را كه خذلان نموده و فرو گذاشته است خدا بسبب فرط عناد و جحود ايشان و توفيق هدايت از ايشان باز داشته و يا ايشان را بضلالت مسمى ساخته و يا گمراه يافته و يا حكم بضلالت ايشان كرده و يا از راه بهشت گردانيده پس چگونه ايشان را راه راست نمايد * ( وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّه ) * و هر كه خدا خذلان كند او را و يا بضلالت موسوم سازد و يا گمراه يابد و يا حكم بظلالت او كند و يا از راه جنت بگرداند به جهت توغل و انكار و عناد او با وجود معرفت او بحقيقت اسلام * ( وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّه ) * و هر كه خدا خذلان كند او را و يا بضلالت موسوم سازد و يا گمراه يابد و يا حكم بضلالت او كند و يا از راه جنت بگرداند به جهت توغل و انكار و عناد او با وجود معرفت او بحقيقت اسلام * ( فَلَنْ تَجِدَ لَه ) * پس نيابى مر او را * ( سَبِيلًا ) * راهى به حق و طريقى بهدايت پس از حال منافقان خبر مىدهد كه * ( وَدُّوا ) * دوست ميدارند آن برگشتگان از دين و تمنا ميكنند * ( لَوْ تَكْفُرُونَ ) * آنكه كافر شويد شما * ( كَما كَفَرُوا ) * هم چنان كه كافر شدند * ( فَتَكُونُونَ سَواءً ) * تا باشيد مساوى يكديگر در ضلالت اين عطفست بر كفروا * ( فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ ) * پس فرا مگيريد از ايشان * ( أَوْلِياءَ ) * دوستان * ( حَتَّى يُهاجِرُوا ) * تا وقتى كه ايمان آورده مهاجرت نمايند از بلدهء كفر ببلده اسلام * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه رضاى خدا يعنى هجرة ايشان خالى باشد از غرضى از اغراض دنيويه مراد آن است كه ايمان ايشان بهجرتى كه محض رضاى الهى باشد تا متحقق نشود و با ايشان دوستى مكنيد و سبيل اللَّه بمعنى ما امر بسلوكه است و در بعضى تفاسير آمده كه هجرت بر سه نوع است يكى هجرت مؤمنان با رسول از مكه بمدينه كقوله وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ